ترجمه "mountainous" به فارسی

کوهستانی, کوهستان, عظیم بهترین ترجمه های "mountainous" به فارسی هستند.

mountainous adjective دستور زبان

having many mountains; rough (terrain); rocky [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کوهستانی

    having many mountains

    Also we were able to laugh at the little mountain guns which they fired up at us.

    همین طور توپهای کوهستانی کوچک آنها هم مؤثر واقع نمیشد.

  • کوهستان

    noun

    This summer we'll go to the mountains and to the sea.

    تابستان امسال ما به کوهستان و دریا خواهیم رفت.

  • عظیم

    adjective

    Majestic mountains are a testimony to Jehovah’s great power.

    کوههای باعظمت قدرت عظیم یَهُوَه را تصدیق میکنند.

  • ترجمه های کمتر

    • کوهسان
    • سترگ
    • شگرف
    • کوه مانند
    • کوه پیکر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mountainous " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "mountainous" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "mountainous" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه