ترجمه "mountainous" به فارسی
کوهستانی, کوهستان, عظیم بهترین ترجمه های "mountainous" به فارسی هستند.
mountainous
adjective
دستور زبان
having many mountains; rough (terrain); rocky [..]
-
کوهستانی
having many mountains
Also we were able to laugh at the little mountain guns which they fired up at us.
همین طور توپهای کوهستانی کوچک آنها هم مؤثر واقع نمیشد.
-
کوهستان
nounThis summer we'll go to the mountains and to the sea.
تابستان امسال ما به کوهستان و دریا خواهیم رفت.
-
عظیم
adjectiveMajestic mountains are a testimony to Jehovah’s great power.
کوههای باعظمت قدرت عظیم یَهُوَه را تصدیق میکنند.
-
ترجمه های کمتر
- کوهسان
- سترگ
- شگرف
- کوه مانند
- کوه پیکر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mountainous " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mountainous" با ترجمه به فارسی
-
بلدرچین برفی
-
رشتهکوه راکی · کوه های راکی (از جنوب ایالات متحده تا کانادا و آلاسکا راستا دارد)
-
کوه های گرین مانتاین (بخشی از رشته کوه آپالاچیان که در امتداد طول ایالت ورمانت در آمریکا قرار دارد)
-
چشمسیاه کوهی
-
کوه های کتزکیل (بخشی از کوه زنجیر آپالاچیان در جنوب شرقی ایالت نیویورک - امریکا)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن