ترجمه "mountaintop" به فارسی
قله, سر کوه, نوک کوه بهترین ترجمه های "mountaintop" به فارسی هستند.
mountaintop
adjective
noun
دستور زبان
The summit of a mountain. [..]
-
قله
noungoing to the telescope on a lonely mountaintop
که بر فراز قله های تنها به سراغ تلسکوپهایشان می روند
-
سر کوه
-
نوک کوه
-
کوه سر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mountaintop " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن