ترجمه "mourn" به فارسی

سوگواری کردن, ماتم گرفتن, موییدن بهترین ترجمه های "mourn" به فارسی هستند.

mourn verb noun دستور زبان

To express sadness or sorrow for; to grieve over (especially a death). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سوگواری کردن

    verb

    express sadness for, grieve over

    My dear brothers and sisters, in December 2013 the world mourned the death of Nelson Mandela.

    برادران و خواهران عزیز من، در ماه دسامبر ٢٠١٣ دنیا برای مرگ نلسون مندلا سوگواری کرد.

  • ماتم گرفتن

    verb
  • موییدن

  • ترجمه های کمتر

    • (در مرگ کسی) عزاداری کردن
    • (مانند کبوتر) صدا کردن
    • افسوس خوردن
    • با آهنگ حزن انگیز بیان کردن
    • تاسف خوردن
    • عزاداری کردن
    • غم خوردن
    • قوقو کردن
    • مویه کردن
    • نوحه خواندن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mourn " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "mourn" با ترجمه به فارسی

  • کبوتر باران
  • جامه ی عزاداری (در دوران دوم عزا) · دوران دوم عزاداری (که به جای لباس سیاه جامه ی خاکستری یا سفید می پوشیدند)
  • بازوبند سیاه (به نشان سوگواری) · دراز و لاغر · علف هرزه · پوشاک
  • (جانورشناسی) کبوتر سوگ (Zenaida macroura - بومی امریکای شمالی)
  • (جانورشناسی) پروانه ی سوگ (Nymphalis antiopa - بومی اروپا و امریکای شمالی)
  • جامه ی عزا · حزن · داغدیده · دوران عزاداری · سوگ · سوگواری · شیون · ضجه · عزا · عزاداری · لباس سیاه · ماتم · محروم · محرومیت · نوحه · وابسته به سوگواری
  • اندوهگین · حزن آور · داغدیده · سوگ آمیز · سوگمند · سوگوار · عزادار · عزادارانه · غصه دار · غم انگیز · ماتم زده
  • جامه ی عزا · حزن · داغدیده · دوران عزاداری · سوگ · سوگواری · شیون · ضجه · عزا · عزاداری · لباس سیاه · ماتم · محروم · محرومیت · نوحه · وابسته به سوگواری
اضافه کردن

ترجمه های "mourn" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه