ترجمه "mounting" به فارسی
صعود, فزاینده, پایه بهترین ترجمه های "mounting" به فارسی هستند.
mounting
adjective
noun
verb
دستور زبان
describes something that continues to mount; steadily accumulating. [..]
-
صعود
nounHe sometimes mounted thus even to the roof of the galley prison.
و گاه بدین ترتیب تا بام زندان صعود میکرد.
-
فزاینده
that continues to mount
to cope with mounting catastrophic losses
تا از عهده ضررهای فزاینده بلاهای طبیعی
-
پایه
nounFinally all three are gathered at the foot of the tables, and there Tamoszius mounts upon a stool.
بالاخره هر سه در پای میز میایستند و تا موشوس روی یک چهار پایه میرود.
-
ترجمه های کمتر
- زیربند
- سکو
- عمل سوار کردن یا شدن
- هر چیزی که روی آن چیز دیگری را سوار کنند: پایه
- پشت بند
- پشت گیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mounting " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "mounting"
عباراتی شبیه به "mounting" با ترجمه به فارسی
-
کوه آرارات
-
رصدخانه بین المللی کوه گراهام
-
کوه بینالود
-
کوه آسو
-
کاخ و آرامگاه جورج واشنگتن نخستین رئیس جمهور امریکا
-
گیره لنز
-
(ارتش) مجهز به وسایل نقلیه (ترابرگان) · (به ویژه بر اسب یا دوچرخه) سوار · (روی چیزی) سوار شده · آماده ی به کار بردن · جاسازی شده · سوار شده · سواره · سکودار · قاب شده · مجهز به اسب یا خودرو یا تانک (و غیره) · نصب شده · پایه دار · پر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن