ترجمه "murkiness" به فارسی
تیرگی, غلظت, افسردگی بهترین ترجمه های "murkiness" به فارسی هستند.
murkiness
noun
دستور زبان
The state or quality of being murky. [..]
-
تیرگی
noun -
غلظت
-
افسردگی
noun
-
ترجمه های کمتر
- تاریکی
- مه
- غلیظی ی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " murkiness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "murkiness" با ترجمه به فارسی
-
ابری · تاریک · تیره · دودگرفته · غم افزا · لوشناک · مبهم · مه گرفته · ناآشکار · ناشفاف · پردود · گرفته · گل آلود
-
ابری · تاریک · تیره · دودگرفته · غم افزا · لوشناک · مبهم · مه گرفته · ناآشکار · ناشفاف · پردود · گرفته · گل آلود
-
ابری · تاریک · تیره · دودگرفته · غم افزا · لوشناک · مبهم · مه گرفته · ناآشکار · ناشفاف · پردود · گرفته · گل آلود
-
ابری · تاریک · تیره · دودگرفته · غم افزا · لوشناک · مبهم · مه گرفته · ناآشکار · ناشفاف · پردود · گرفته · گل آلود
اضافه کردن مثال
اضافه کردن