ترجمه "murmur" به فارسی

زمزمه, زمزمه کردن, زیر لب گفتن بهترین ترجمه های "murmur" به فارسی هستند.

murmur verb noun دستور زبان

(countable) Low or indistinct sounds or speech. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زمزمه

    low sounds or speech

    They had often walked there to the murmur of the waves over the moss covered pebbles.

    آن دو بارها در همینجا و با همین زمزمه امواج بر سنگریزههای پوشیده خزه گردش کرده بودند.

  • زمزمه کردن

    verb

    to speak or make low, indistinguishable noise; to mumble

    Is that so? he murmured politely while clearly still in disagreement.

    مودبانه با خودش زمزمه کرد واقعا اینطوره در حالی که به طور واضح اصلا موافق نبود.

  • زیر لب گفتن

    to speak or make low, indistinguishable noise; to mumble

    Alas alas murmured he

    بعد از زمانی بنا کرد به زیر لب گفتن خدایا خدایا

  • ترجمه های کمتر

    • غر
    • ژکیدن
    • دندیدن
    • ژَکِش
    • غرولند
    • غرغر
    • شکوه
    • (پزشکی) مورمور
    • زمزمه وار اداکردن
    • زیرلبی شکایت کردن
    • زیرلبی گفتن
    • سوفل قلبی
    • شکایت زیرلبی
    • صدای آرام و خوشایند (مانند صدای جویبار یا صحبت از دور)
    • غر زدن
    • غرولند کردن
    • من من
    • ونگ ونگ کردن
    • پچ پچ کنان گفتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " murmur " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Murmur
+ اضافه کردن

"Murmur" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Murmur در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "murmur" با ترجمه به فارسی

  • )یبلق ضرم عون کی( یبلق همزمز · سوفل قلب
  • غرغر · من من
  • )یبلق ضرم عون کی( )بلق( همزمز
  • با غرغر · بناله
  • زمزمه ای · زمزمه مانند · زمزمه وار
  • زمزمه · غرغر · من من
  • زمزمه · غرغر · من من
  • زمزمه · غرغر · من من
اضافه کردن

ترجمه های "murmur" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه