ترجمه "murmurous" به فارسی

زمزمه ای, زمزمه مانند, زمزمه وار بهترین ترجمه های "murmurous" به فارسی هستند.

murmurous adjective دستور زبان

Low, indistinct (of a sound); reminiscent of a murmur. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زمزمه ای

  • زمزمه مانند

    I heard Stefan and Vladimir murmur to each other in quiet glee at Aro's discomfort.

    من شنیدم که استفان و ولادیمیر با صدایی زمزمه مانند در مورد ناراحتی آ رو، چیزی به هم گفتند.

  • زمزمه وار

    the words, murmurous and uninflected, running together in a soothing tune.

    کلمهها، زمزمه وار و بی آهنگ، پشت سر هم به لحن آرامش بخشی بیرون میریختند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " murmurous " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "murmurous" با ترجمه به فارسی

  • )یبلق ضرم عون کی( یبلق همزمز · سوفل قلب
  • غرغر · من من
  • )یبلق ضرم عون کی( )بلق( همزمز
  • با غرغر · بناله
  • (پزشکی) مورمور · دندیدن · زمزمه · زمزمه وار اداکردن · زمزمه کردن · زیر لب گفتن · زیرلبی شکایت کردن · زیرلبی گفتن · سوفل قلبی · شکایت زیرلبی · شکوه · صدای آرام و خوشایند (مانند صدای جویبار یا صحبت از دور) · غر · غر زدن · غرغر · غرولند · غرولند کردن · من من · ونگ ونگ کردن · پچ پچ کنان گفتن · ژَکِش · ژکیدن
  • زمزمه · غرغر · من من
  • زمزمه · غرغر · من من
  • زمزمه · غرغر · من من
اضافه کردن

ترجمه های "murmurous" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه