ترجمه "murmurously" به فارسی
بناله, با غرغر بهترین ترجمه های "murmurously" به فارسی هستند.
murmurously
adverb
دستور زبان
In a murmurous manner.
-
بناله
-
با غرغر
There was a whiz as of a missile in the air, mingled with the murmur of a curse
زمزمهی پیامی آمیخته با غرغر لعنتی در هوا پیچید.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " murmurously " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "murmurously" با ترجمه به فارسی
-
)یبلق ضرم عون کی( یبلق همزمز · سوفل قلب
-
غرغر · من من
-
)یبلق ضرم عون کی( )بلق( همزمز
-
(پزشکی) مورمور · دندیدن · زمزمه · زمزمه وار اداکردن · زمزمه کردن · زیر لب گفتن · زیرلبی شکایت کردن · زیرلبی گفتن · سوفل قلبی · شکایت زیرلبی · شکوه · صدای آرام و خوشایند (مانند صدای جویبار یا صحبت از دور) · غر · غر زدن · غرغر · غرولند · غرولند کردن · من من · ونگ ونگ کردن · پچ پچ کنان گفتن · ژَکِش · ژکیدن
-
زمزمه ای · زمزمه مانند · زمزمه وار
-
زمزمه · غرغر · من من
-
زمزمه · غرغر · من من
-
زمزمه · غرغر · من من
اضافه کردن مثال
اضافه کردن