ترجمه "murky" به فارسی
تیره, تاریک, مبهم بهترین ترجمه های "murky" به فارسی هستند.
murky
adjective
دستور زبان
Hard to see through, as a fog or mist. [..]
-
تیره
adjectiveBut anything above here, if it's murky, I can already feel it right now.
آب که بالاتر از اینجا میاد،اگه تیره باشه الان دارم حسش میکنم.
-
تاریک
adjectiveThey tripped along the murky aisles with the rest of the company
این دو نفر تا راهروهای تاریک با دیگران همراه بودند
-
مبهم
adjective
-
ترجمه های کمتر
- دودگرفته
- لوشناک
- ناشفاف
- پردود
- ناآشکار
- ابری
- غم افزا
- مه گرفته
- گرفته
- گل آلود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " murky " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "murky" با ترجمه به فارسی
-
افسردگی · تاریکی · تیرگی · غلظت · غلیظی ی · مه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن