ترجمه "narration" به فارسی
داستان, روایت, حکایت بهترین ترجمه های "narration" به فارسی هستند.
narration
noun
دستور زبان
The act of recounting or relating in order the particulars of some action, occurrence, or affair; a narrating. [..]
-
داستان
nounWhy no, my dear fellow, said the astonished narrator, shrugging his shoulders.
سراینده داستان شگفتزده شانه را بالا انداخته جواب داد: به هیچ وجه عزیزم.
-
روایت
nounHere we find narration, retelling, interpretation, interrogation.
در این جا ما با روایت، بازگویی، تفسیر و حتی بازجویی مواجهیم.
-
حکایت
nounwhen the action narrated in the first part of this book tookplace.
که واقعه حکایت شده در قسمت اول این کتاب در آن آغاز مییابد.
-
ترجمه های کمتر
- شرح
- قصه
- نقل
- توصیف
- الیاف
- نقالی
- افسانه
- جمع
- (سبک نگارش) توصیف
- داستان سرایی
- داستان گویی
- دستان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " narration " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "narration" با ترجمه به فارسی
-
(کسی که داستانی را می گوید یا می نویسد) داستان سرا · داستان سرا · داستان نویس · داستان گو · راوی · قصه گو · نقال · گوینده · گوینده داستان
-
راوی غیرقابل اعتماد
-
(شفاها یا کتبا) داستان گفتن · بازگفتن · برشمردن · تعریف کردن · حکایت کردن · داستان گویی کردن · شرح دادن · نقالی کردن · نقل کردن
-
(شفاها یا کتبا) داستان گفتن · بازگفتن · برشمردن · تعریف کردن · حکایت کردن · داستان گویی کردن · شرح دادن · نقالی کردن · نقل کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن