ترجمه "narrative" به فارسی
داستان, روایت, حکایت بهترین ترجمه های "narrative" به فارسی هستند.
narrative
adjective
noun
دستور زبان
Telling a story. [..]
-
داستان
adjective nounIn the whole narrative she saw only Pierre and his goodness.
در تمام این داستان فقط پییر و مهر و عطوفت او را میدید.
-
روایت
nounaccount that presents connected events
And here's another thing that is not part of our narrative about that time.
و چیز دیگه ای هم وجود داره که در روایت ما از آن دوران لحاظ نشده است.
-
حکایت
nounIt is a narrative of daily life, mean happenings, little people.
این یک حکایت از زندگی روزمره، اتفاقات رذیلانه، و مردم بینام و نشان است.
-
ترجمه های کمتر
- قصه
- داستانی
- شرح
- روایتی
- جمع
- افسانه
- به صورت داستان
- داستان وار
- هنر داستان سرایی
- هنر نقالی
- وابسته به داستان گویی یا داستان سرایی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " narrative " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Narrative
-
شرح کار
عباراتی شبیه به "narrative" با ترجمه به فارسی
-
بشکل داستان · بشکل روایت
-
روایت غیرخطی
-
روایتدرمانی
-
شیوه روایتگری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن