ترجمه "narrowing" به فارسی
بهم کشیدگی, تنگ شدگی, ساقه یا دهنه جوراب بهترین ترجمه های "narrowing" به فارسی هستند.
narrowing
noun
adjective
verb
دستور زبان
Present participle of narrow. [..]
-
بهم کشیدگی
-
تنگ شدگی
-
ساقه یا دهنه جوراب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " narrowing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "narrowing" با ترجمه به فارسی
-
جیر جیر · جیغ جیغو
-
خرد اندیش · خرداندیشانه · متعصب · کوته فکر · کوته فکرانه · کوته نظر
-
محدودکردن
-
باریکی محدویت · تنگی
-
راه آهن کم پهنا (که از حد معمول بین المللی یعنی 5/341 سانتیمتر باریکتر است) · واگن کم پهنا
-
تنگنا · تنگه · دره · گذرگاه تنگ · گردنه
-
تنگ کردن
-
(آواشناسی - برخی واکه ها) تنیده · (جمع) آبراه تنگ · (خوراک دام) پر پروتئین (کم چربی) (در برابر: پر چربی و پر نشاسته wide) · (رادیو و تلویزیون) گوینده · (قیمت) کم نوسان · (محلی) خسیس · اندک · انگشت شمار · باریک · باریک بینانه · باریک بینانه کردن یا شدن · باریک و کم عرض · باریک کردن یا شدن 1 · تنگ · تنگ دریا 4 · تنگ نظر · تنگ کردن · تنگابه · تنگراهه · تنگه · جمع شدن · خست آمیز · دریای باریک (میان دو خشکی) · دقیق · سخت 0 · متعصب · متعصبانه · محدود · محدود کردن یا شده · معدود · موشکاف · موشکافانه · ناچیز · ناگسترده · ناگسترده کردن یا شدن 2 · پر مخاطره · کساد · کم · کم عرض · کم فعالیت 5 · کم پهنا · کوته بین · کوته بینانه · کوته فکر · کوته فکرانه · کوره راه 3
اضافه کردن مثال
اضافه کردن