ترجمه "narrowness" به فارسی
تنگی, باریکی محدویت بهترین ترجمه های "narrowness" به فارسی هستند.
narrowness
noun
دستور زبان
(uncountable) the state of being narrow [..]
-
تنگی
nounIt was a long, narrow room, with a gallery along it for visitors.
اطاق دراز و تنگی بود که راهروئی برای تماشاچیان داشت.
-
باریکی محدویت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " narrowness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "narrowness" با ترجمه به فارسی
-
جیر جیر · جیغ جیغو
-
خرد اندیش · خرداندیشانه · متعصب · کوته فکر · کوته فکرانه · کوته نظر
-
محدودکردن
-
راه آهن کم پهنا (که از حد معمول بین المللی یعنی 5/341 سانتیمتر باریکتر است) · واگن کم پهنا
-
تنگنا · تنگه · دره · گذرگاه تنگ · گردنه
-
بهم کشیدگی · تنگ شدگی · ساقه یا دهنه جوراب
-
تنگ کردن
-
(آواشناسی - برخی واکه ها) تنیده · (جمع) آبراه تنگ · (خوراک دام) پر پروتئین (کم چربی) (در برابر: پر چربی و پر نشاسته wide) · (رادیو و تلویزیون) گوینده · (قیمت) کم نوسان · (محلی) خسیس · اندک · انگشت شمار · باریک · باریک بینانه · باریک بینانه کردن یا شدن · باریک و کم عرض · باریک کردن یا شدن 1 · تنگ · تنگ دریا 4 · تنگ نظر · تنگ کردن · تنگابه · تنگراهه · تنگه · جمع شدن · خست آمیز · دریای باریک (میان دو خشکی) · دقیق · سخت 0 · متعصب · متعصبانه · محدود · محدود کردن یا شده · معدود · موشکاف · موشکافانه · ناچیز · ناگسترده · ناگسترده کردن یا شدن 2 · پر مخاطره · کساد · کم · کم عرض · کم فعالیت 5 · کم پهنا · کوته بین · کوته بینانه · کوته فکر · کوته فکرانه · کوره راه 3
اضافه کردن مثال
اضافه کردن