ترجمه "narrows" به فارسی
تنگنا, تنگه, دره بهترین ترجمه های "narrows" به فارسی هستند.
narrows
noun
verb
دستور زبان
Third-person singular simple present indicative form of narrow. [..]
-
تنگنا
-
تنگه
nounSo deep and narrow was that chasm that the sky was dark, and in it small stars glinted.
تنگه، آن قدر باریک و عمیق بود که آسمان تاریک مینمود و در آن ستارههای کوچک میدرخشیدند.
-
دره
nounThe narrows of Wadi Itm increased in intricate ruggedness as we penetrated deeper.
همچنان که در دره ای تم به پیش میرفتیم دره تنگتر و صعب العبورتر میشد.
-
ترجمه های کمتر
- گذرگاه تنگ
- گردنه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " narrows " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Narrows
proper
A town in Virginia.
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Narrows" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Narrows در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "narrows" با ترجمه به فارسی
-
جیر جیر · جیغ جیغو
-
خرد اندیش · خرداندیشانه · متعصب · کوته فکر · کوته فکرانه · کوته نظر
-
محدودکردن
-
باریکی محدویت · تنگی
-
راه آهن کم پهنا (که از حد معمول بین المللی یعنی 5/341 سانتیمتر باریکتر است) · واگن کم پهنا
-
بهم کشیدگی · تنگ شدگی · ساقه یا دهنه جوراب
-
تنگ کردن
-
(آواشناسی - برخی واکه ها) تنیده · (جمع) آبراه تنگ · (خوراک دام) پر پروتئین (کم چربی) (در برابر: پر چربی و پر نشاسته wide) · (رادیو و تلویزیون) گوینده · (قیمت) کم نوسان · (محلی) خسیس · اندک · انگشت شمار · باریک · باریک بینانه · باریک بینانه کردن یا شدن · باریک و کم عرض · باریک کردن یا شدن 1 · تنگ · تنگ دریا 4 · تنگ نظر · تنگ کردن · تنگابه · تنگراهه · تنگه · جمع شدن · خست آمیز · دریای باریک (میان دو خشکی) · دقیق · سخت 0 · متعصب · متعصبانه · محدود · محدود کردن یا شده · معدود · موشکاف · موشکافانه · ناچیز · ناگسترده · ناگسترده کردن یا شدن 2 · پر مخاطره · کساد · کم · کم عرض · کم فعالیت 5 · کم پهنا · کوته بین · کوته بینانه · کوته فکر · کوته فکرانه · کوره راه 3
اضافه کردن مثال
اضافه کردن