ترجمه "notion" به فارسی
مفهوم, عقیده, خیال بهترین ترجمه های "notion" به فارسی هستند.
notion
noun
دستور زبان
Mental apprehension of whatever may be known or imagined; an idea; a conception; more properly, a general or universal conception, as distinguishable or definable by marks or notæ. [..]
-
مفهوم
nounbut you weren't born with this notion, you developed it.
چون شما با این مفهوم متولد نشدید که آن را گسترش دهید.
-
عقیده
nounobserved Alexey Alexandrovitch, who had the mistiest notions about the chase.
کارهنین، که تصورش از شکار بی اندازه مبهم بود، اظهار عقیده کرد
-
خیال
nounobsessed with the notion that her body gave off a singed odor.
دائماً از این خیال در عذاب بود که بدنش بوی مشخصی را متصاعد مینماید.
-
ترجمه های کمتر
- اعتقاد
- باور
- وهم
- هوس
- تصور
- تصوّر
- موضوع
- گمان
- نقشه
- نظر
- برداشت
- قصد
- پندار
- اعتماد
- معتقدات
- انگاشت
- نیت
- مقصود
- منظور
- (جمع) وسایل کوچک و مفید زندگی (که در فروشگاه ها به فروش می رسد - مانندسوزن و نخ) خرت و پرت
- اندیشه ی مبهم
- تصویر مغزی
- تلون مزاج
- عقیده ی کلی
- چشم دید
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " notion " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Notion
-
تصور، اندیشه
عباراتی شبیه به "notion" با ترجمه به فارسی
-
تصدیق بلاتصور
-
خرافات · موهوم پرستی · موهومات
-
بطور موهوم · تصورا · نظرا
-
(دستور زبان) مفهومی (در برابر: نسبتی relational) · اندیشه ای · انگاشتی · تصوری · تعقلی · خیالی · ذهنی · موهوم · نظری · وهمی
-
(دستور زبان) مفهومی (در برابر: نسبتی relational) · اندیشه ای · انگاشتی · تصوری · تعقلی · خیالی · ذهنی · موهوم · نظری · وهمی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن