ترجمه "notionally" به فارسی

تصورا, نظرا, بطور موهوم بهترین ترجمه های "notionally" به فارسی هستند.

notionally adverb دستور زبان

In a notional manner. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تصورا

  • نظرا

  • بطور موهوم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " notionally " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "notionally" با ترجمه به فارسی

  • تصدیق بلاتصور
  • تصور، اندیشه
  • خرافات · موهوم پرستی · موهومات
  • (دستور زبان) مفهومی (در برابر: نسبتی relational) · اندیشه ای · انگاشتی · تصوری · تعقلی · خیالی · ذهنی · موهوم · نظری · وهمی
  • (جمع) وسایل کوچک و مفید زندگی (که در فروشگاه ها به فروش می رسد - مانندسوزن و نخ) خرت و پرت · اعتقاد · اعتماد · اندیشه ی مبهم · انگاشت · باور · برداشت · تصور · تصوّر · تصویر مغزی · تلون مزاج · خیال · عقیده · عقیده ی کلی · قصد · معتقدات · مفهوم · مقصود · منظور · موضوع · نظر · نقشه · نیت · هوس · وهم · پندار · چشم دید · گمان
  • (جمع) وسایل کوچک و مفید زندگی (که در فروشگاه ها به فروش می رسد - مانندسوزن و نخ) خرت و پرت · اعتقاد · اعتماد · اندیشه ی مبهم · انگاشت · باور · برداشت · تصور · تصوّر · تصویر مغزی · تلون مزاج · خیال · عقیده · عقیده ی کلی · قصد · معتقدات · مفهوم · مقصود · منظور · موضوع · نظر · نقشه · نیت · هوس · وهم · پندار · چشم دید · گمان
  • (دستور زبان) مفهومی (در برابر: نسبتی relational) · اندیشه ای · انگاشتی · تصوری · تعقلی · خیالی · ذهنی · موهوم · نظری · وهمی
اضافه کردن

ترجمه های "notionally" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه