ترجمه "notional" به فارسی

تصوری, خیالی, انگاشتی بهترین ترجمه های "notional" به فارسی هستند.

notional adjective دستور زبان

Of, containing, or being a notion; mental or imaginary. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تصوری

    adjective

    But Richard had no notion of the look of a room.

    اما ریچارد هیچ تصوری نداشت که یک اتاق باید به چه شکلی باشد.

  • خیالی

    adjective

    Yeah, well, I got a notion to find out.

    نیازی هم به کارآگاه بازی های خیالی نیست

  • انگاشتی

  • ترجمه های کمتر

    • تعقلی
    • موهوم
    • وهمی
    • ذهنی
    • نظری
    • (دستور زبان) مفهومی (در برابر: نسبتی relational)
    • اندیشه ای
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " notional " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "notional" با ترجمه به فارسی

  • تصدیق بلاتصور
  • تصور، اندیشه
  • خرافات · موهوم پرستی · موهومات
  • بطور موهوم · تصورا · نظرا
  • (جمع) وسایل کوچک و مفید زندگی (که در فروشگاه ها به فروش می رسد - مانندسوزن و نخ) خرت و پرت · اعتقاد · اعتماد · اندیشه ی مبهم · انگاشت · باور · برداشت · تصور · تصوّر · تصویر مغزی · تلون مزاج · خیال · عقیده · عقیده ی کلی · قصد · معتقدات · مفهوم · مقصود · منظور · موضوع · نظر · نقشه · نیت · هوس · وهم · پندار · چشم دید · گمان
  • (جمع) وسایل کوچک و مفید زندگی (که در فروشگاه ها به فروش می رسد - مانندسوزن و نخ) خرت و پرت · اعتقاد · اعتماد · اندیشه ی مبهم · انگاشت · باور · برداشت · تصور · تصوّر · تصویر مغزی · تلون مزاج · خیال · عقیده · عقیده ی کلی · قصد · معتقدات · مفهوم · مقصود · منظور · موضوع · نظر · نقشه · نیت · هوس · وهم · پندار · چشم دید · گمان
اضافه کردن

ترجمه های "notional" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه