ترجمه "oppose" به فارسی

مخالفت کردن, ردکردن, برابری کردن بهترین ترجمه های "oppose" به فارسی هستند.

oppose verb دستور زبان

To attempt to stop the progression of. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مخالفت کردن

    verb

    Is it being a good wife to oppose your husband's business?

    با کسب و کار شوهر مخالفت کردن را میگویی زن خوب بودن؟

  • ردکردن

    verb
  • برابری کردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • تو روی کسی ایستادن
    • حریف شدن با
    • دشمنی کردن
    • رو به رو شدن با
    • رو به رو قرار گرفتن یا قرار دادن
    • رو در رویی کردن
    • ضد بودن
    • ضدیت کردن
    • مصاف دادن
    • معاندت کردن
    • مقابل (چیزی یاکسی) بودن
    • مقابله کردن
    • هماورد شدن
    • واکنش کردن
    • پادگری کردن
    • پادی کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " oppose " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "oppose" با ترجمه به فارسی

  • آمادگی برای روبرو گذاشتن · قابلیت تقابل · مقابله پذیری
  • حریف · ضد · معارض
  • شرکت کردن در
  • روبرو · ضد · متضاد · مخالف · مخالف یکدیگر · مقابل · منافی · مواجه · نقیض
  • رقیب · مبارز · مخالف
  • (قادر به قرار گرفتن در برابر چیزهای دیگر مانند انگشت شست که می تواندجلو هریک از انگشتان دیگر قرار گیرد) روبه روگر · ضدیت کردن · قابل مخالفت · مقابله پذیر · پادگرپذیر
  • حریف · ضد · معارض
  • حریف · ضد · معارض
اضافه کردن

ترجمه های "oppose" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه