ترجمه "opposing" به فارسی

حریف, ضد, معارض بهترین ترجمه های "opposing" به فارسی هستند.

opposing adjective verb دستور زبان

That opposes or oppose; on the opposite side. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حریف

    adjective

    But the indomitable egotism which for ever rides down the hosts opposed to it, the river which says on, on, on

    اما آن خودپرستی سرسخت که همواره لشکریان حریف را به خاک میاندازد؛ رودی که میگوید به پیش، به پیش، به پیش.

  • ضد

    adjective

    Africanism that is opposed to Orba cannot unite us.

    آفريقايي هاي ضد حکومت ايرلند هم نمي تونن

  • معارض

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " opposing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "opposing" با ترجمه به فارسی

  • آمادگی برای روبرو گذاشتن · قابلیت تقابل · مقابله پذیری
  • شرکت کردن در
  • روبرو · ضد · متضاد · مخالف · مخالف یکدیگر · مقابل · منافی · مواجه · نقیض
  • رقیب · مبارز · مخالف
  • (قادر به قرار گرفتن در برابر چیزهای دیگر مانند انگشت شست که می تواندجلو هریک از انگشتان دیگر قرار گیرد) روبه روگر · ضدیت کردن · قابل مخالفت · مقابله پذیر · پادگرپذیر
  • برابری کردن · تو روی کسی ایستادن · حریف شدن با · دشمنی کردن · ردکردن · رو به رو شدن با · رو به رو قرار گرفتن یا قرار دادن · رو در رویی کردن · ضد بودن · ضدیت کردن · مخالفت کردن · مصاف دادن · معاندت کردن · مقابل (چیزی یاکسی) بودن · مقابله کردن · هماورد شدن · واکنش کردن · پادگری کردن · پادی کردن
  • برابری کردن · تو روی کسی ایستادن · حریف شدن با · دشمنی کردن · ردکردن · رو به رو شدن با · رو به رو قرار گرفتن یا قرار دادن · رو در رویی کردن · ضد بودن · ضدیت کردن · مخالفت کردن · مصاف دادن · معاندت کردن · مقابل (چیزی یاکسی) بودن · مقابله کردن · هماورد شدن · واکنش کردن · پادگری کردن · پادی کردن
  • برابری کردن · تو روی کسی ایستادن · حریف شدن با · دشمنی کردن · ردکردن · رو به رو شدن با · رو به رو قرار گرفتن یا قرار دادن · رو در رویی کردن · ضد بودن · ضدیت کردن · مخالفت کردن · مصاف دادن · معاندت کردن · مقابل (چیزی یاکسی) بودن · مقابله کردن · هماورد شدن · واکنش کردن · پادگری کردن · پادی کردن
اضافه کردن

ترجمه های "opposing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه