ترجمه "organize" به فارسی

سامان دادن, تشکیل دادن, (در اتحادیه ی کارگری و غیره) متشکل کردن بهترین ترجمه های "organize" به فارسی هستند.

organize verb دستور زبان

To arrange in working order. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سامان دادن

    to arrange in working order

    apart from organizing warfare and things like that,

    صرف نظر از سر و سامان دادن به امور جنگ و کارهای مشابه،

  • تشکیل دادن

    Verb
  • (در اتحادیه ی کارگری و غیره) متشکل کردن

  • ترجمه های کمتر

    • ابداع کردن
    • اداره کردن
    • ترتیب دادن
    • تنظیم کردن
    • سازمان دادن
    • سازمان یافتن
    • سازماندهی کردن
    • سامان یافتن
    • متشکل شدن
    • مرتب کردن
    • منظم کردن
    • مهندسی کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " organize " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Organize
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بسیج کردن

عباراتی شبیه به "organize" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "organize" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه