ترجمه "overlapping" به فارسی

دارای اشتراک, رویهم افتاده بهترین ترجمه های "overlapping" به فارسی هستند.

overlapping adjective noun verb دستور زبان

Present participle of overlap. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دارای اشتراک

    noun
  • رویهم افتاده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " overlapping " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "overlapping" با ترجمه به فارسی

  • هم پوشانی
  • (زمان یا قلمرو و غیره) تداخل کردن · (لبه ی دو چیز) روی هم قرار گرفتن · اشتراک داشتن · تداخل · روی هم افتادن · روی هم قرارگیری (لبه ی دو چیز) · سرريز · میزان هم پوشی 6 - محل روی هم قرار گیری · هم سوار کردن یا شدن · هم سواری · هم پوش کردن یا شدن · هم پوشی · همزمان بودن · همزمانی · همپوشانی
  • (زمان یا قلمرو و غیره) تداخل کردن · (لبه ی دو چیز) روی هم قرار گرفتن · اشتراک داشتن · تداخل · روی هم افتادن · روی هم قرارگیری (لبه ی دو چیز) · سرريز · میزان هم پوشی 6 - محل روی هم قرار گیری · هم سوار کردن یا شدن · هم سواری · هم پوش کردن یا شدن · هم پوشی · همزمان بودن · همزمانی · همپوشانی
اضافه کردن

ترجمه های "overlapping" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه