ترجمه "overland" به فارسی
از راه خشکی, زمینی (در برابر: دریایی یا هوایی) بهترین ترجمه های "overland" به فارسی هستند.
overland
adjective
noun
adverb
دستور زبان
by or across land, especially of travel [..]
-
از راه خشکی
I thought he had gone back overland to Esmeralda more than a week ago.
فکر میکردم بیش از یک هفته پیش از راه خشکی به اسمرالدا باز گشته.
-
زمینی (در برابر: دریایی یا هوایی)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " overland " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن