ترجمه "overladen" به فارسی

گرانبار, زیر بار سنگین, سخت گرفتار بهترین ترجمه های "overladen" به فارسی هستند.

overladen adjective

packed heavily, especially beyond normal capacity; overloaded: a tray overladen with food, a trunk overladen with clothes [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گرانبار

  • زیر بار سنگین

  • سخت گرفتار

  • سرریز، لبریز، آکنده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " overladen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "overladen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه