ترجمه "overlay" به فارسی

پوشش, اندود, اندودن بهترین ترجمه های "overlay" به فارسی هستند.

overlay verb noun دستور زبان

(transitive) To lay, or spread, something over or across; to cover. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پوشش

    noun

    it's going to track it and overlay that content seamlessly.

    این دستگاه تابلو را ردیابی میکنه و پوشش کاملی محتوی نقاشی میده.

  • اندود

    noun
  • اندودن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • (با لایه ای از رنگ یا چیز تزیینی و غیره) پوشاندن
    • اندود کردن
    • روکش تزیینی
    • روی (چیزی) قرار گرفتن یا گسترده شدن
    • لایه ی آذینی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " overlay " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "overlay" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "overlay" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه