ترجمه "overruling" به فارسی
حکم فرما, غالب, مسلط بهترین ترجمه های "overruling" به فارسی هستند.
overruling
noun
verb
دستور زبان
Present participle of overrule. [..]
-
حکم فرما
-
غالب
-
مسلط
-
نافذ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " overruling " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "overruling" با ترجمه به فارسی
-
(رای دادگاه فرعی یا افسر مادون و غیره را) ملغی کردن · تحت تاثیر قرار دادن · حاکم شدن بر · حکم مخالف دادن · حکومت کردن · دستور بالاتر دادن · رد کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن