ترجمه "oversea" به فارسی

بیگانه, مستعمراتی, خارجی بهترین ترجمه های "oversea" به فارسی هستند.

oversea adjective adverb دستور زبان

(chiefly UK) Alternative spelling of overseas. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیگانه

    adjective
  • مستعمراتی

  • خارجی

    noun

    Commerce Secretary took overseas research trips paid for by foreign lobby groups.

    وزیر بازرگانی به سفرهای تحقیقاتی خارجی که پولش رو لابی های خارجی دادن ، رفته

  • ترجمه های کمتر

    • آن ور دریا
    • درکشوری بیگانه
    • متعلق به آن وردریا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " oversea " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "oversea" با ترجمه به فارسی

  • کلاه پارچه ای نظامی (که می توان آنرا تا کرد و در جیب گذاشت)
  • قلمروهای آن سوی دریاها
  • قلمرو خارجي
  • بازارهای برون مرزی
  • (oversea هم می گویند) · برون مرز · برون مرزی · بیگانه · خارج · خارج از کشور · خارجه · خارجی · ماورای بحار · ورا دریا · ورا دریایی
  • تلگراف
اضافه کردن

ترجمه های "oversea" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه