ترجمه "overrun" به فارسی

تجاوز, فزونی, (قدیمی) رجوع شود به outrun بهترین ترجمه های "overrun" به فارسی هستند.

overrun verb noun دستور زبان

An instance of overrunning [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تجاوز

    noun
  • فزونی

  • (قدیمی) رجوع شود به outrun

  • ترجمه های کمتر

    • اشغال کردن
    • بر تاختن
    • تفاوت هزینه ی واقعی و هزینه ی پیش بینی شده
    • خارج شدن
    • درهم شکستن و عبور کردن
    • رد شدن (از روی چیزی)
    • زیر پا گذاشتن
    • زیر گرفتن
    • سر رفتن
    • سرشار شدن
    • شکست دادن
    • فرا گرفتن
    • فراتر رفتن
    • فزون شدگی
    • لبریز شدن
    • مورد تاخت و تاز قرار دادن
    • هجوم آوردن
    • پایمال کردن
    • گذشتن از
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " overrun " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "overrun" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه