ترجمه "pacemaking" به فارسی

پیشقدمی, رهبری بهترین ترجمه های "pacemaking" به فارسی هستند.

pacemaking noun دستور زبان

The action of a pacemaker (in any sense)

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پیشقدمی

  • رهبری

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pacemaking " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "pacemaking" با ترجمه به فارسی

  • (عضله یا عصب یا اندام) کنش آرا · (پزشکی - دستگاه تنظیم ضربان قلب) تپش آرا · (کالبد شناسی) مرکز تحریکی قلب · اندام تنظیم کننده · بلق نابرض هدننك ميظنت هاگتسد · پیشتاز (pacesetter هم می گویند) · پیشقدم · پیشگام
اضافه کردن

ترجمه های "pacemaking" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه