ترجمه "permeate" به فارسی
نشت کردن, نفوذ کردن, تراویدن بهترین ترجمه های "permeate" به فارسی هستند.
permeate
verb
noun
دستور زبان
To pass through the pores or interstices of; to penetrate and pass through without causing rupture or displacement; -- applied especially to fluids which pass through substances of loose texture; as, water permeates sand. [..]
-
نشت کردن
verb -
نفوذ کردن
verbEach became permeated with the other, they were enchanted with each other, they dazzled each other.
در هم نفوذ کردند، یکدیگر را مسحور کردند، یکدیگر را خیره کردند.
-
تراویدن
-
ترجمه های کمتر
- پالودن
- از هم گذشتن
- رسوخ کردن
- پخش شدن
- پخش شدن (در)
- گذشتن (از میان)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " permeate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "permeate" با ترجمه به فارسی
-
فراگیر · نافذ
-
اشباع · انتشار · تداخل · تراوايي · رسوخ · نشر · نفوذ
-
نفوذکننده
-
فراگیر · نافذ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن