ترجمه "permeative" به فارسی

فراگیر, نافذ بهترین ترجمه های "permeative" به فارسی هستند.

permeative adjective دستور زبان

Tending to permeate. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فراگیر

    adjective
  • نافذ

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " permeative " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "permeative" با ترجمه به فارسی

  • پرم
  • (عامیانه) فر شش ماهه · شهر پرم (در روسیه) · فر شش ماهه زدن · مخفف : permanent
  • سرزمین پرم
اضافه کردن

ترجمه های "permeative" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه