ترجمه "permeation" به فارسی
تراوايي, نفوذ, اشباع بهترین ترجمه های "permeation" به فارسی هستند.
permeation
noun
دستور زبان
The movement of a fluid through a porous or permeable solid [..]
-
تراوايي
-
نفوذ
nounThe history of manners and ideas permeates the history of events, and this is true reciprocally.
تاریخ سیر و افکار و تاریخ حوادث، هر یک در دیگری نفوذ دارد.
-
اشباع
-
ترجمه های کمتر
- انتشار
- تداخل
- رسوخ
- نشر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " permeation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "permeation" با ترجمه به فارسی
-
فراگیر · نافذ
-
از هم گذشتن · تراویدن · رسوخ کردن · نشت کردن · نفوذ کردن · پالودن · پخش شدن · پخش شدن (در) · گذشتن (از میان)
-
نفوذکننده
-
فراگیر · نافذ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن