ترجمه "permeating" به فارسی
فراگیر, نافذ بهترین ترجمه های "permeating" به فارسی هستند.
permeating
adjective
verb
Present participle of permeate. [..]
-
فراگیر
adjective -
نافذ
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " permeating " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "permeating" با ترجمه به فارسی
-
اشباع · انتشار · تداخل · تراوايي · رسوخ · نشر · نفوذ
-
از هم گذشتن · تراویدن · رسوخ کردن · نشت کردن · نفوذ کردن · پالودن · پخش شدن · پخش شدن (در) · گذشتن (از میان)
-
نفوذکننده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن