ترجمه "perpendicular" به فارسی
عمود, عمودی, قائم بهترین ترجمه های "perpendicular" به فارسی هستند.
(geometry) At or forming a right angle (to). [..]
-
عمود
at or forming a right angle to
raise the buried dead perpendicular out of their graves, boys that's all.
مردهها را عمود از گورشان بیرون بکشید. همین که گفتم بچهها به پیش!
-
عمودی
The perpendicular parts of this side ladder, as is usually the case with swinging ones
قسمتهای عمودی این نردبان جنبی چنانکه در نردبانهای آویخته معمول است از طنابی بود
-
قائم
notice that the two holes are perpendicular to
توجه کنید که دو سوراخ نسبت به هم قائم هستند
-
ترجمه های کمتر
- راست
- شاقول
- عمودي
- هج
- هجی
- هچ
- (ابزار برای کشیدن خط عمود یا یافتن زاویه ی قائمه) قائم یاب
- (بسیار) سرازیر (یاسربالا)
- (معماری گوتیک در انگلستان) سبک راست ایست
- (هندسه) خط عمود
- تعامد (هندسه)
- خط عمود بر افق
- خط عمودی
- راست ایست
- راست ایست یاب
- راست ایستی
- راست گذر
- سبک قائم
- عمود بودگی
- قائم بر
- پر شیب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " perpendicular " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
(architecture) Of a style of English Gothic architecture from the fourteenth and fifteenth centuries. [..]
"Perpendicular" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Perpendicular در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "perpendicular" با ترجمه به فارسی
-
عمودمنصف
-
خالت عمودی · راستی · عمودیت