ترجمه "perpendicularity" به فارسی
عمودیت, راستی, خالت عمودی بهترین ترجمه های "perpendicularity" به فارسی هستند.
perpendicularity
noun
دستور زبان
The condition of being perpendicular. [..]
-
عمودیت
-
راستی
-
خالت عمودی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " perpendicularity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "perpendicularity" با ترجمه به فارسی
-
عمودمنصف
-
(ابزار برای کشیدن خط عمود یا یافتن زاویه ی قائمه) قائم یاب · (بسیار) سرازیر (یاسربالا) · (معماری گوتیک در انگلستان) سبک راست ایست · (هندسه) خط عمود · تعامد (هندسه) · خط عمود بر افق · خط عمودی · راست · راست ایست · راست ایست یاب · راست ایستی · راست گذر · سبک قائم · شاقول · عمود · عمود بودگی · عمودي · عمودی · قائم · قائم بر · هج · هجی · هچ · پر شیب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن