ترجمه "picket" به فارسی
نرده, پاسدار, تیر بهترین ترجمه های "picket" به فارسی هستند.
picket
verb
noun
دستور زبان
A stake driven into the ground. [..]
-
نرده
nounAnd even today, we see a white picket fence
و حتی امروز، وقتی که یک نرده سفید میبینیم
-
پاسدار
noun proper -
تیر
noun proper
-
ترجمه های کمتر
- نگهبان
- نگهبانی
- (ارتش) دیده ور
- (اسب و الاغ و غیره) به درخت یا تیر بستن
- (اعتصاب) پیشگامی کردن
- (با نرده ی چوبی) محصور کردن
- (تیر یا چوبی که افسار اسب و غیره را به آن می بندند) افسار بند
- (نیروی دریایی) کشتی پاسدار (picket ship هم می گویند)
- (نیروی هوایی) هواپیمای گشتی
- (هر یک از تیرهای عمودی نرده ی چوبی) دیرک
- تیر افسار(picket pin هم می گویند)
- دیده بان
- رجوع شود به peg
- شعار اعتصابی حمل کردن
- مهار کردن 1
- نرده دار کردن
- هواپیمای پاسدار
- پاسداری کردن
- پیشقراول (یا قراولان) اعتصاب
- پیشقراول بودن
- پیشگام اعتصاب (کارگر مامور حمل شعار و تشویق دیگر کارگران به اعتصاب و غیره)
- کشیک (outlying picket هم می گویند)
- کشیک دادن 0
- گروه پاسداران
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " picket " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Picket
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Picket" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Picket در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "picket"
عباراتی شبیه به "picket" با ترجمه به فارسی
-
حصار کشی · سیبا · نرده · نرده ی چوبی (نرده ی ساخته شده از تیرچه های عمود بر زمین) · پرچین · چپر
-
(امریکا - در مورد اعتصاب کارگران ساختمانی برعلیه یکی از مقاطعه کاران) بستن همه ی کارگاه (و مختل کردن کار سایرمقاطعه کاران)
-
صف حمل کنندگان شعارهای اعتصاب · صف کارگران اعتصابی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن