ترجمه "placid" به فارسی

آرام, خونسرد, ساکن بهترین ترجمه های "placid" به فارسی هستند.

placid adjective دستور زبان

calm and quiet; peaceful; tranquil [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آرام

    adjective

    Perhaps also it gave her a sort of pleasure. She was placid and sensual.

    شاید هم تا حدی از این وضع لذّت میبرد. زنی آرام و شهوانی بود.

  • خونسرد

    adjective
  • ساکن

  • ترجمه های کمتر

    • (چیز) آرام
    • آرام شده
    • آرام کرده
    • بدون موج
    • بی جنبش
    • دریاچه ی پلاسید (در ایالت نیویورک - امریکا)
    • سربه راه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " placid " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "placid"

عباراتی شبیه به "placid" با ترجمه به فارسی

  • آرامش · ارامش · استراحت · سکون · صفا · متانت
اضافه کردن

ترجمه های "placid" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه