ترجمه "placing" به فارسی
جا دادن, جاگیری کردن, جایگزین کردن بهترین ترجمه های "placing" به فارسی هستند.
placing
noun
verb
دستور زبان
Present participle of place. [..]
-
جا دادن
verbset eagerly to work at the new task of placing the wounded in the carts.
در این موقع با جدیت به کار جا دادن مجروحین در گاریها پرداختند.
-
جاگیری کردن
-
جایگزین کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " placing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Placing
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Placing" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Placing در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "placing" با ترجمه به فارسی
-
خانه
-
مقدمات
-
مکان
-
خدا · مقدس
-
مقدمات
اضافه کردن مثال
اضافه کردن