ترجمه "plantation" به فارسی
مزرعه, کشتزار, کشت بهترین ترجمه های "plantation" به فارسی هستند.
Large farm; estate or area of land designated for agricultural growth. Often includes housing for the owner and workers. [..]
-
مزرعه
nounHere is a picture of your plantation that I've painted for you.
این تصویر مزرعه شما است که من برای شما کشیدهام.
-
کشتزار
nounWhen the war was over, a plantation could earn an honest living.
وقتی جنگ تمام شود، کشتزار تارا میتواند زندگی پر غرور خود را از سر گیرد.
-
کشت
And his sugar plantation at Jumby Bay, Antigua.
و درمورد مزارع کشت اون در جامبی بی ، آنتیگا.
-
ترجمه های کمتر
- درختستان
- کلنی
- کوچستان
- (در نواحی استوایی و نیمه استوایی) مزرعه ی بزرگ (که کارگران کشاورزی نیز در آن زندگی می کنند و محصول آن معمولا چای یاقهوه یا موز یا تنباکو و غیره است)
- (درختان صنعتی و غیره) درختستان
- (قدیمی) کوچگاه
- درخت زار
- مجتمع کشاورزی
- کشت و زرع
- کلان کشتزار
- کوچ نشین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " plantation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
a newly established colony (especially in the colonization of North America); "the practice of sending convicted criminals to serve on the Plantations was common in the 17th century"
"Plantation" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Plantation در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "plantation"
عباراتی شبیه به "plantation" با ترجمه به فارسی
-
نهالستانها
-
محصولات درختي · محصولات كشتزار · محصولات کشتزاری · محصولات گیاهی · گياهان اقتصادي · گياهان زراعي · گياهان مفيد
-
تودههاي جنگلي مصنوعي · جنگلهاي زراعي · جنگلهاي مصنوعي · جنگلهای کاشتهشده · جنگلکاریهای مصنوعی