ترجمه "plantations" به فارسی
نهالستانها ترجمه "plantations" به فارسی است.
plantations
noun
Plural form of plantation. [..]
-
نهالستانها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " plantations " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "plantations" با ترجمه به فارسی
-
(در نواحی استوایی و نیمه استوایی) مزرعه ی بزرگ (که کارگران کشاورزی نیز در آن زندگی می کنند و محصول آن معمولا چای یاقهوه یا موز یا تنباکو و غیره است) · (درختان صنعتی و غیره) درختستان · (قدیمی) کوچگاه · درخت زار · درختستان · مجتمع کشاورزی · مزرعه · کشت · کشت و زرع · کشتزار · کلان کشتزار · کلنی · کوچ نشین · کوچستان
-
محصولات درختي · محصولات كشتزار · محصولات کشتزاری · محصولات گیاهی · گياهان اقتصادي · گياهان زراعي · گياهان مفيد
-
تودههاي جنگلي مصنوعي · جنگلهاي زراعي · جنگلهاي مصنوعي · جنگلهای کاشتهشده · جنگلکاریهای مصنوعی
-
(در نواحی استوایی و نیمه استوایی) مزرعه ی بزرگ (که کارگران کشاورزی نیز در آن زندگی می کنند و محصول آن معمولا چای یاقهوه یا موز یا تنباکو و غیره است) · (درختان صنعتی و غیره) درختستان · (قدیمی) کوچگاه · درخت زار · درختستان · مجتمع کشاورزی · مزرعه · کشت · کشت و زرع · کشتزار · کلان کشتزار · کلنی · کوچ نشین · کوچستان
-
(در نواحی استوایی و نیمه استوایی) مزرعه ی بزرگ (که کارگران کشاورزی نیز در آن زندگی می کنند و محصول آن معمولا چای یاقهوه یا موز یا تنباکو و غیره است) · (درختان صنعتی و غیره) درختستان · (قدیمی) کوچگاه · درخت زار · درختستان · مجتمع کشاورزی · مزرعه · کشت · کشت و زرع · کشتزار · کلان کشتزار · کلنی · کوچ نشین · کوچستان
-
(در نواحی استوایی و نیمه استوایی) مزرعه ی بزرگ (که کارگران کشاورزی نیز در آن زندگی می کنند و محصول آن معمولا چای یاقهوه یا موز یا تنباکو و غیره است) · (درختان صنعتی و غیره) درختستان · (قدیمی) کوچگاه · درخت زار · درختستان · مجتمع کشاورزی · مزرعه · کشت · کشت و زرع · کشتزار · کلان کشتزار · کلنی · کوچ نشین · کوچستان
-
(در نواحی استوایی و نیمه استوایی) مزرعه ی بزرگ (که کارگران کشاورزی نیز در آن زندگی می کنند و محصول آن معمولا چای یاقهوه یا موز یا تنباکو و غیره است) · (درختان صنعتی و غیره) درختستان · (قدیمی) کوچگاه · درخت زار · درختستان · مجتمع کشاورزی · مزرعه · کشت · کشت و زرع · کشتزار · کلان کشتزار · کلنی · کوچ نشین · کوچستان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن