ترجمه "planted" به فارسی

درخت دار, غرس شده, مشجر بهترین ترجمه های "planted" به فارسی هستند.

planted adjective verb

Simple past tense and past participle of plant . [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • درخت دار

  • غرس شده

    And beneath the brows, planted under his lids, was the merciless $3. 85.

    پایینتر از ابروانش رقم سه دلار و هشتاد و پنج سنت بیرحم در زیر پلکهایش غرس شده بود

  • مشجر

  • ترجمه های کمتر

    • نشانده
    • نصب شده
    • کارگذاشته
    • کاشته
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " planted " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Planted
+ اضافه کردن

"Planted" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Planted در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "planted" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "planted" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه