ترجمه "planter" به فارسی
زارع, بذرپاش, مهاجر بهترین ترجمه های "planter" به فارسی هستند.
planter
noun
دستور زبان
A box or pot for plants, usually large and standing on the floor. [..]
-
زارع
noun -
بذرپاش
-
مهاجر
noun
-
ترجمه های کمتر
- (انسان یا ماشین) کشتگر
- (جعبه یا گنجانه ی تزیینی که در آن گل فرق می گذارند) گلدان (با pot دارد)
- (قدیمی) کوچگر
- صاحب مزرعه ی بزرگ
- مالک کلان کشتزار
- کوچ نشین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " planter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "planter"
عباراتی شبیه به "planter" با ترجمه به فارسی
-
بذركارها · بسترسازها · تجهيزات بذرافشاني · تجهيزات نهالکاری · تجهیزات کاشت · ماشينهاي گلدانکاری
-
مشروب الکلی دارای rum و لیموترش و شکر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن