ترجمه "playback" به فارسی

پخش, (ضبط صوت و ویدئو و غیره) بازنواخت, تکرار صحنه یا قطعه بهترین ترجمه های "playback" به فارسی هستند.

playback noun دستور زبان

The replaying of previously recorded sound or moving images. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پخش

    The replay of a digital media file.

    Flight recorder playback for the Odyssey mission.

    ثبت پرواز ، پخش مأموريت " اديسه ".

  • (ضبط صوت و ویدئو و غیره) بازنواخت

  • تکرار صحنه یا قطعه

  • دکمه ی بازنواخت

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " playback " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "playback" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه