ترجمه "playboy" به فارسی
پلیبوی, الوات, (مرد - به ویژه پولدار) عیاش بهترین ترجمه های "playboy" به فارسی هستند.
playboy
noun
دستور زبان
A man who does not work, but devotes himself to a life of pleasure, often sexual, without commitments or responsibilities. [..]
-
پلیبوی
-
الوات
-
(مرد - به ویژه پولدار) عیاش
-
خانم باز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " playboy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Playboy
adjective
noun
proper
دستور زبان
A brand of adult magazines introduced in the United States. [..]
-
پلیبوی
تصاویر با "playboy"
عباراتی شبیه به "playboy" با ترجمه به فارسی
-
تلویزیون پلیبوی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن