ترجمه "pointless" به فارسی

بیهوده, احمقانه, سرپهن بهترین ترجمه های "pointless" به فارسی هستند.

pointless adjective دستور زبان

Having no point or sharp tip; terminating squarely or in a rounded end. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیهوده

    adjective

    Do you want us to tell your uncle you wasted your life on a pointless mission?

    می خو ای که به عموت بگیم تو زندگی تو در یک ماموریت بیهوده از دست دادی؟

  • احمقانه

    But it seems pointless at times...

    گاهي همه چيز به نظرم احمقانه مياد

  • سرپهن

  • ترجمه های کمتر

    • بدون نوک
    • بدون نوک تیز
    • بی سود
    • بی فایده
    • بی معنی
    • بی نتیجه
    • بی نفع
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pointless " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "pointless" با ترجمه به فارسی

  • بی مغزی · بی موضوعی · بی نکته ای · خلا · کندی
اضافه کردن

ترجمه های "pointless" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه