ترجمه "precedent" به فارسی
رویه قضایی, نمونه, قبلی بهترین ترجمه های "precedent" به فارسی هستند.
An act in the past which may be used as an example to help decide the outcome of similar instances in the future. [..]
-
رویه قضایی
راهنمائی
-
نمونه
nounWell, then it is a precedent for you for the future
خوب، پس این هم نمونه و مثلی برای آینده،
-
قبلی
A cell that is referred to by a formula in another cell. For example, if cell D10 contains the formula =B5, cell B5 is a precedent to cell D10.
Remember the rescue mentioned in the preceding article.
گزارش آن عملیات نجاتی را که در مقالهٔ قبلی خواندید به خاطر آورید.
-
ترجمه های کمتر
- سابقه
- سنت
- روال
- مقدم
- رسم
- مدقم
- از پیش آیند
- جلو (از سایرین)
- حقوق عرفی
- رویه ی قضایی
- سابقه داشتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " precedent " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Precedent" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Precedent در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "precedent" با ترجمه به فارسی
-
اولویت، حق تقدم
-
(از نظر زمان یا مکان یا رتبه یا اهمیت) مقدم · دارای حق تقدم یا اولویت · قبلی · پیشین
-
(از نظر زمان یا مکان یا رتبه یا اهمیت) مقدم بودن · ابتدا معرفی کردن · اسبق بودن · جلوتر واقع شدن · مقدمتا ذکر کردن · پیش بودن · پیش بینی کردن · پیشتر بودن
-
با نظیر · سابقه دار · نمونه دار
-
سنگ بنا نهادن
-
جلو رفته · مقدم شد · پیشی گرفت · پیشی گرفته
-
(رده بندی سفرا یا کارمندان و غیره برحسب) ارشدیت (precedency هم می گویند) · ارجحیت · انحراف مسیر · اولویت · برتری · تقدم · حق تقدم · سابقه · پیش کسوتی · پیشتر یا ارجح بودن (از نظر زمان یا رتبه و غیره) · پیشروی · پیشی
-
امتیاز · انحراف مسیر · اولویت · برتری · تقدم · حق تقدم · سابقه · پیشروی · پیشی