ترجمه "precipice" به فارسی

پرتگاه, ورطه, لادکوه بهترین ترجمه های "precipice" به فارسی هستند.

precipice noun دستور زبان

A very steep cliff. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پرتگاه

    noun

    Very precarious and risky situation

    You have been walking for some months very near to the edge of a precipice.

    چند ماهی میشود که خیلی به لبة پرتگاه نزدیک شدهاید.

  • ورطه

    noun
  • لادکوه

  • ترجمه های کمتر

    • (مجازی) وضع خطرناک
    • سراشیبی تند
    • صخره پرتگاه
    • صخره ی عمود
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " precipice " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "precipice"

اضافه کردن

ترجمه های "precipice" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه