ترجمه "precipitately" به فارسی
ازروی بی ملاحظگی, ازروی شتاب زدگی, با دست پاچگی بهترین ترجمه های "precipitately" به فارسی هستند.
precipitately
adverb
دستور زبان
In a precipitate manner. [..]
-
ازروی بی ملاحظگی
-
ازروی شتاب زدگی
-
با دست پاچگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " precipitately " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "precipitately" با ترجمه به فارسی
-
بی ملاحظگی · دست پاچگی · شتاب زدگی
-
باران اسيدي · بارش اسيدي · تنکمه اسيدي · رسوب اسید · مه اسيدي · مهدود
-
آبهواشناسي · بارش · بارش مايع · روز بارش · رژیم بارش · شدت بارش · مقدار بارش
-
فیلتر الکترواستاتیک
-
آزمونهاي انتشار ژل · آزمونهاي ايمونوديفيوژن · آزمونهاي رسوب ژل · آزمونهای انتشار ایمنی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن