ترجمه "precipitable" به فارسی
انفصال پذیر, ته افتادنی, ته نشین شدنی بهترین ترجمه های "precipitable" به فارسی هستند.
precipitable
adjective
دستور زبان
Able to form a precipitate [..]
-
انفصال پذیر
-
ته افتادنی
-
ته نشین شدنی
-
جدا شدنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " precipitable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "precipitable" با ترجمه به فارسی
-
بی ملاحظگی · دست پاچگی · شتاب زدگی
-
باران اسيدي · بارش اسيدي · تنکمه اسيدي · رسوب اسید · مه اسيدي · مهدود
-
آبهواشناسي · بارش · بارش مايع · روز بارش · رژیم بارش · شدت بارش · مقدار بارش
-
فیلتر الکترواستاتیک
-
آزمونهاي انتشار ژل · آزمونهاي ايمونوديفيوژن · آزمونهاي رسوب ژل · آزمونهای انتشار ایمنی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن