ترجمه "profusely" به فارسی
فراوان, مسرفانه, زیاد بهترین ترجمه های "profusely" به فارسی هستند.
profusely
adverb
دستور زبان
In great quantity or abundance; in a profuse manner. [..]
-
فراوان
adjectiveI speak broken English so the profusing gashes can remind us
به انگلیسی شکسته حرف می زنم تا زخمهای فراوان به یادمون بیاره
-
مسرفانه
-
زیاد
adjective verbPenile diversity is especially profuse.
تنوع در آلت تناسلی جنس مذکر بطور خاص بسیار زیاد است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " profusely " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "profusely" با ترجمه به فارسی
-
بی حد و حصر · بیش از حد · سخاوتمندانه · سرشار · فراوان · مفرط · وافر
-
اسراف · بسیاری · ریخت و پاش · زیادی · سرشاری · فراوانی
-
اسراف · اسراف کاری · اسرافکاری · زیادتی · سرشاری · فراوانی · وفور · کثرت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن