ترجمه "prog" به فارسی

چریدن, طعمه, (محلی) بهترین ترجمه های "prog" به فارسی هستند.

prog adjective verb noun دستور زبان

Abbreviation of progressive. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • چریدن

    verb
  • طعمه

  • (محلی)

  • پرسه زدن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " prog " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "prog" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه